هوای شعر تازه
شعر و ادبیات حرفه ای امروز
نمونه
برگه ها
دسته ها
آرشیو ماهیانه
پیوند ها
جستجو
تبلیغات
- نمونه
- نمونه
- نمونه
با سلام
از این به بعد به این آدرس مراجعه کنید با تشکر علیرضا شکرریز
http://www.ali-shekarriz.blogfa.com
نویسنده : علیرضا شکرریز در سه شنبه 17 آذر 1388 - 05:57
1 دیدگاه |
لينک ثابت
چکه
چهره ام ، سیب چکه کرد
قرمز
دست های درختی ام سوختند
حالا هم گنجشک هایم درد می کشند
من انارم
و در یکی از کوهستان هایم آتشفشان
حرف های زیادی دارد
تقصیر من نیست
من کلمه ای که
در سرزمین هایش ، دایناسورها آه می کشند
تنها کلماتم را نگاه می کنم
این دست خط ، زبانم نمی شود
با این وضع
دنبال عروسکی که با پاهای من راه افتاده بود
کجا بگردم؟
هنوز به دنیا نیامده ام
با تن تو به دنیا آمدم
با تکه های سنگ
از دهان غارنشینان صدایم نکن
به این درختی که زانو زده است
به ماهی ها گفته ام
توک نزنند دستانت را
کوچولو من هنوز به دنیا نیامده ام
باشد از این کاغذ ، درخت می سازم
و از این خود نویس ، الواح اهورايي
اما پسرم صبور یعنی ، فکر نکن
به جاده هایی که می روندو بر نمی گردند
به ساعت هایی که عقب گرد ندارند
و راه خروجی این بسته سیگار
که دود ماشین ها را درآورده است
بگذار سری به خواب هایم بزنم
بیدارترند
راستی بادکنک ات کجاست
با هم بازی کنیم .
با تن تو به دنیا آمدم
با تکه های سنگ
از دهان غارنشینان صدایم نکن
به این درختی که زانو زده است
به ماهی ها گفته ام
توک نزنند دستانت را
کوچولو من هنوز به دنیا نیامده ام
باشد از این کاغذ ، درخت می سازم
و از این خود نویس ، الواح اهورايي
اما پسرم صبور یعنی ، فکر نکن
به جاده هایی که می روندو بر نمی گردند
به ساعت هایی که عقب گرد ندارند
و راه خروجی این بسته سیگار
که دود ماشین ها را درآورده است
بگذار سری به خواب هایم بزنم
بیدارترند
راستی بادکنک ات کجاست
با هم بازی کنیم .
امروز تمرین کردم
نفس های از دست رفته را کشیدم
شاید زندگی مرا پیدا کند
نفس های از دست رفته را کشیدم
شاید زندگی مرا پیدا کند
نویسنده : علیرضا شکرریز در سه شنبه 31 شهريور 1388 - 04:30
