تبليغات X
http://kamyab.ir/bnr/120-240.gif
هوای شعر تازه
جستجو


تبلیغات
  • نمونه
  • نمونه
  • نمونه

با سلام

از این به بعد به این آدرس مراجعه کنید با تشکر علیرضا شکرریز

 http://www.ali-shekarriz.blogfa.com


نویسنده : علیرضا شکرریز در سه شنبه 17 آذر 1388 - 05:57

چکه

چهره ام ، سیب چکه کرد

قرمز

دست های درختی ام سوختند

حالا هم گنجشک هایم درد می کشند

من انارم

و در یکی از کوهستان هایم آتشفشان

حرف های زیادی دارد

تقصیر من نیست

من کلمه ای که

 در سرزمین هایش ، دایناسورها آه می کشند

 تنها  کلماتم را نگاه می کنم

این دست خط ، زبانم نمی شود

با این وضع

دنبال عروسکی که با پاهای من راه افتاده بود

کجا بگردم؟


نویسنده : علیرضا شکرریز در يكشنبه 24 آبان 1388 - 07:07

هنوز به دنیا نیامده ام


با تن تو به دنیا آمدم
با تکه های سنگ
از دهان  غارنشینان صدایم نکن
به این درختی که زانو زده است
به ماهی ها گفته ام
توک  نزنند دستانت را
کوچولو من هنوز به دنیا نیامده ام
باشد از این کاغذ ، درخت می سازم
و از این خود نویس ، الواح اهورايي
اما پسرم صبور یعنی ، فکر نکن
به جاده هایی که می روندو بر نمی گردند
به ساعت هایی که عقب گرد ندارند
و راه خروجی این بسته سیگار
که دود ماشین ها را درآورده است
بگذار سری به خواب هایم بزنم
بیدارترند
راستی بادکنک ات کجاست
با هم بازی کنیم .


نویسنده : علیرضا شکرریز در سه شنبه 31 شهريور 1388 - 07:10

امروز تمرین کردم

نفس های از دست رفته را کشیدم

شاید زندگی مرا پیدا کند

نویسنده : علیرضا شکرریز در سه شنبه 31 شهريور 1388 - 04:30